سفارش تبلیغ
صبا

کلام برتر
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
                      TinyPic image
                 
نزدیک شد که خانه ایمان شود خراب
                        از بس شکستها که به ارکان دین رسید


اول فتنه سلمان رشدی، بعد اهانت به قرآن در گوانتانامو،
بعد اهانت به پیامبر در کاریکاتورها،دوباره شکستن حریم پدر، مادر، عمه و پدربزرگ آقا و مولایمان.

خدایا: تا کی صبر و تحمل؟ برسان فریاد رسمان

پوسته صدف، گر ترک بردارد، مروارید را چه باک؟


به حضرت صاحب، بقیه الله الاعظم، تسلیت عرض می کنیم و... دیگر هیچ.
                                        

بیش ازین در دست بغضم واژه نیست
قصه کوته کن، که می باید گریست

                                            

السلام علیک یا امام الهادی و الامام العسکری علیه السلام

السلام علیک یا بقیة الله

یا حبیبی نورالعین یا سَیدی یا مَهدی ،آه احبّ العزیز! اَنت فی قلبِ منی ِ،اَنت مَحزون ِمن اَیام المحرمِ الحَرام و اِنی حَزین مِن ظلم العَدوعلی الحَرَم ِآلِ رسول الله و عترتةِ. آجَرکَ الله یا بقیةالله

تسلیت باد   هتک حرمت به اماکن مقدس سامرا و ننگ و نفرین بر ایادی سر سپرده استکبار جهانی که با این کارشان می خواهند بین شیعه و سنی تفرقه ایجاد کنند .کور باد چشمان آنانی که نمی توانند انسجام مسلمین راببینند. لعنت ابدی بر کور دلانی باد که با این کارهای ننگ آور می خواهند چند روزی یبیشتر بر اریکه قدرت تکیه زنند.


[ پنج شنبه 86/3/24 ] [ 7:20 صبح ] [ احمد اکرمی ] [ نظرات () ]

                                       

میخواهم منم عشقم را ثابت کنم . میخواخم پیمان ببندم . عهدنامه را باز می‌کنم، تابش نور کلمات، قلبم را گرما میبخشد :

                 
اللهم رب النور العظیم  و رب الکرسی الرفیع

 

آه ای پروردگار نور عظیم  و ای صاحب جایگاه رفیع
ای خدای دریای جوشان و ای فرستنده‌ی تورات و انجیل و زبور و ای نازل کننده‌ی قرآن بزرگ


یا رب الملائکه المقربین و الانبیا و المرسلین

 

 کمکم کن ! خداوندا ! یاریم کن، میخواهم به محبوبت درود بفرستم، اما نمیتوانم. کوچکتر از آنم که سلامم عظمت درگاهش را لایق باشد.

 اللهم بلغ مولانا الامام الهادی المهدی

 
خدایا! سلام این کوچکترین و درود جمیع زنان و مردان مومن را در شرق و غرب عالم به محبوب ما برسان. نه به پیمانه ما که به میزان خود، به وزن عرش اعلایت .
بارخدایا! یاریم کن، آمده‌ام امروز عهدم را با او تازه کنم .و نه تنها امروز که تا گاه مردن هر روز.

اللهم انی اجددله فی صبیحه یومی هذا


خدایا! مرا از یارانش قرار ده. سعادت را یارم کن که از شتاب کنندگان به سویش باشم و در ارادت به او از پیشروان. آیا میشود؟
خداوندا! میدانم که خواه یا ناخواه دعوتت را لبیک خواهم گفت و میدانم که مرگ حق است، اما چه کنم اگر مرگ میان من و دلدارم حایل افکند چگونه فراقش را تاب بیاورم یاریم کن.

 
اللهم ان حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخر جنی من قبری موتزرا کفنی شاهرا سینفی مجردا قناتی ملبیا دعوه الداعی فی الحاضر والبادی.


خدایا! اگر بین من و یارم جدایی افتاد، مرا دریاب !


یا محیی الموت و ممیت الاحیا


خدایا! زنده‌ام گردان، در حالی که کفن بر کمر بسته و شمشیر از نیام کشیده و نیزه‌ام را افراشته باشم.
پروردگارا! روی چون ماهش را نشانم بده آن پیشانی درخشان چون خورشید را از من مخفی مکن. چشمانم را به سرمه‌ی دیدارش زیبا نما. خداوندا! مهدی ما را برسان، تک سوار غریب را از غربت برون آر. خدای من! در امر فرجش تعجیل کن .

و اوسع منهجه واسلک بی محجته


مرا در راه مهدی علیه‌السلام بمیران که غایت آرزوی من همین است. آیا می‌شود؟

ظهر الفساد فی البر و لبحر بما کسبت ایدی الناس


خدایا! شهرها و روستاهامان ویران است، این را تو گفتی و کلامت حق است، آیا نمیخواهی بلادت را به او آباد کنی و بندگانت را به او زنده؟

فاظهر اللهم لنا ولیک

 
محبوب ما را برسان که اوست پناهگاه ستمدیدگان و مظلومان.
ای خدا! غیر از او ناصری و یاوری نداریم.
یارب! گل نرگس در گلدان غیبت اسیر است، بشکن این گلدان نامیمون را و گل ما را از دست گل چینان زمانه محفوظ بدار! یا ارحم الراحمین.
پیمانم را با محبوب تازه کردم، احساس سبکی میکنم، دل در آشیانه‌ی سینه نمیگنجد و به سوی دلدار پر میکشد.
آیا معشوق بر این عهدنامه، بر این سند عشق، مهر تایید مینشاند؟
آیا مرا خواهد پذیرفت؟

 

کلام نورانیش از خاطرم میگذرد :


انا غیر مهملین لمراعاتکم و لاناسین لذکر کم


دلگرم میشوم، از پیشتر، بیشتر عاشق میشوم و فریاد میزنم :

 

العجل، العجل یا مولای یا صاحب الزمان

 

الهی آمین


 


[ سه شنبه 86/2/18 ] [ 5:49 صبح ] [ احمد اکرمی ] [ نظرات () ]

                                 

بسم‌رب‌الزهرا
ای عزیز که خداوند تو را به سرپرستی خانواده‌ات برگزید، غیرت و مردانگی را پیشه خود ساز تا به گروه مردان راه یابی و نیک بدان که پوشیدگی زنان، تبلور غیرت مردان آنهاست. پس با مردانگی، پاسدار حجاب ناموس خویش باش، آن‌گونه که غیرت تو را احساس کنند.
امام صادق(ع) فرمود: خداوند غیور است و مردان غیرتمند را دوست دارد.

ای عزیز، بدان نمایش جاذبه‌های جنسی بدن زن، تأثیر در جسم و جان و هورمون مردان بیگانه را به همراه دارد. پس مبادا با بی‌حجابی ناموسمان، در تولد اولاد دیگران سهیم باشیم که شیطان نیز سهامدار آنها خواهد شد و پوشیدگی زن، پادزهر این نوع مشارکت است.
ای عزیز، ویژگی‌های جسمی زن از اسرار و حجاب، حافظ اسرار زیبایی‌های زن است، پس نباید اسرار را بر نامحرمان افشا کنیم که بر خود خیانت روا داشته‌ایم و خداوند، خیانت پیشگان را دوست ندارد.
 

[ چهارشنبه 86/2/5 ] [ 5:44 عصر ] [ احمد اکرمی ] [ نظرات () ]
 

عمریست که شانه بر گیسوان پریشان انتظار راه ندارد و از کوچه پس کوچه‌های بی کسی مسافری نمی‌گذرد.

روزگاریست که دل تنها می‌تواند در جوهر قلم، زبان به درد دل گشوده، گلایه‌ای غمگین بر صفحه کاغذ بنگارد.  

برگهای دفتر دردهای بیصدا، یکی پس از دیگری پر از واژه‌های غمگین و تکراری می‌شوند و هر دفتری با تمام احساسات مکتوبش، در گوشه طاقچه‌ای گرد و خاک میخورد تا از دفتر انتظار ورقی برگشته و پس از سالها غروب، روزی نیز داستان طلوعی تکرار شود. گلبرگهای شکفته در فصل انتظار، یکی پس از دیگری و هرکدام در باغی، بیصدا بر زمین می‌ریزند و تنها کبوتران آوای بی‌صدای آنان را می‌شوند.

یک روز درخت انقلاب برگ و باری می‌گیرد و یک روز نهال انتفاضه گرفتار پاییز می‌شود.

هنوز داغ لاله‌ای بر دل چنگ میزند، که فریاد کودکی از گوشه دیگری از این خاک، بر آسمان میرود و خنجری دیگر بر دل یک باغبان وارد می‌گردد.

از دیار مظلومی که اگر هر روز گوش بر دیوار درد دلهای او بگذاری صدای ناله و شیون از جای جای آن بر می‌خیزد، امروز ناله‌ای غریبتر و آوایی غم‌انگیزتر به گوش می‌رسد. گویا گلهای تازه شکفته را گلچینی بیرحم سر می‌برد و از این ماجرا دست التماس بر دامن اشکها و راز و نیازهایمان آویخته شده است.

آه از این سرای خاکی که هیچ دستی را به دستی نمی‌رساند و گلهای آشفته را به آوارگی می‌کشاند.

امروز این گلزار عراق است که بر گلهای پرپر خود ندبه کرده و بر مزارشان فاتحه می‌خواند و این دست التماس کودکان بی‌گناهیست که در میان آتش ظلم خونخواران می‌سوزند و هل من ناصری می‌خوانند که جز در کربلا آسمان  را عزادار و زمین را سوگوار نساخت.

ای لایزال همیشه ماندنی

 از این جاده گلرنگ مسافری بفرست که روزگاریست زمینیان و آسمانیان انتظارش را می‌کشند و در حسرت خمار دیدگانش سر بر آسمان فریاد می‌کشند:

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

الهی آمین


[ سه شنبه 86/2/4 ] [ 5:46 عصر ] [ احمد اکرمی ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا. خدایا :مرا یک چشم بهم زدن به خودم وا مگذار سلام/ یه معلم که سعی دارد در اینجا با گذاشتن مطالب خواندنی در تقویت باور دینی و توجه به اینکه خدای سبحان ناظر اعمال ماست سهیم باشد. باور کنیم هر چیزی که خدا آفریده زیباست و بجا .کاری نکنیم که خاطره ی بدی در اذهان دیگران بجا گذاریم . بیاییم در این دو روز عمر دلها را به هم وصل کنیم .شاید فردایی در کار نباشد.بیاییم از ثانیه های زندگیمان درست استفاده کنیم. کاری نکنیم فردا حسرت امروز را بخوریم. دلهایتان مثل گل های بهاری شاداب و مانند برف زمستان قلبهایتان پاک و سفید باشد .در پناه خالق بی همتا
امکانات وب


بازدید امروز: 38
بازدید دیروز: 171
کل بازدیدها: 334619