سفارش تبلیغ
پیشنهاد نام دامنه هاست ایران

کلام برتر
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

                            

تنهائی ام را با تو قسمت می کنم ، سهم کمی نیست … پذیرایم باش !

توئی که در تنهایی بی کرانم سهمی داری ، بگذار برایت بگویم …

بگذار حرف بزنم، مدتهاست که حرفهایم در گلو خشک می شود و سر به سخن باز نمی کنند.

مدتهاست در رنجم. رنجی را که دیگران می کشند می بینم و رنج خودم را می چشم.

 

اما …

حالا می خواهم بگویم، تو بمان، تو بشنو که چه می گویم…

تو مخاطب حرفهایم باش.

دلم می خواست سهمی از دلت نصیبم شود !!!

اما سهم من ! تنها سکوت شد ! سکوتی ژرف که سخن ها دارد.

و سکوت من …

تو معنای سکوتم را می دانستی . اما من …. نه !

دلم بی صدا فریاد می زد، تو می شنیدی …

دلم رویاها داشت ….. و هنوز هم رویاها دارد …

آه ! دلم برای رویای آن شاهزاده سوار بر اسب دوران کودکی تنگ است …

دلم برای یک نگاه عاشقانه چشم بر هم نمی گذارد …

مبادا خواب رویاهایم را بدزدد.

 

در دل آسمان نقش نگاه ندیده ات را بارها کشیده ام.

با دریا از تو سخن ها گفته ام و او هم با موجهایش با من سخن ها می گوید، از تو …

به نسیم گفته ام حرفهای یواشکی دلم را به تو برساند … رساند ؟

به کبوتر گفته ام وقتی دور حرم می چرخد برای دل من هم دعا کند و برای آمدن تو که برای همه عزیزی …

به گلها گفته ام گلبرگهایشان را به من قرض بدهند برای نامه نگاری لازمشان دارم

به بلبل ها گفته ام نوای تو را برایم زمزمه کنند …

می دانم فراموششان نمی شود !

دلتنگت هستم ...

احساس نجیبم هنوز هم خجالتی است، هنوز هم خودش را پشت دیوار سکوت قایم می کند تا مبادا چشمانت را ببیند. و نگاهت را، که هنوز ندیده است …

توئی که هنوز نمی شناسمت !

هنوز فرسنگ ها راه تا رسیدن به تو پیش روی دارم …

کاش تو بیائی … من که نمی توانم به تو برسم .

تو بیا و دستانم را مهربانانه بگیر و با خود ببر …

منتظرم … منتظر آمدنت …

شاید قاصدک خوش خبری از کوی تو برایم خبرها بیاورد.

شاید بگوید آمدنت نزدیک است …

 

هر روز صبح طلوع آفتاب را سلامی دوباره می دهم

به امیدی که صدایم به تو برسد …

هر روز آسمان را با شوق پریدن با تو می بینم …

و هر روز یادت با من است …

 

شاید این بار حرفهایم را بخوانی …

شاید این بار جوابی برای همه حرفهای نزده ام داشته باشی که بی قرارم !

بی قرار تو !

تویی که می گویند روزی خواهی آمد

تویی که با خود آرامش خواهی آورد … برای همه دلهای بی قرار .

برای آمدنت چشمهایم را هر روز روشن می کنم و بر آستان حرم مطهر عشق می گذارمشان و نام زیبای تو را تکرار می کنم …

می ترسم !!!

مبادا شمع چشم هایم خاموش شوند و تو نیامده باشی ….

  

   

 

 گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

 

سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور


[ سه شنبه 87/1/20 ] [ 11:23 عصر ] [ احمد اکرمی ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا. خدایا :مرا یک چشم بهم زدن به خودم وا مگذار سلام/ یه معلم که سعی دارد در اینجا با گذاشتن مطالب خواندنی در تقویت باور دینی و توجه به اینکه خدای سبحان ناظر اعمال ماست سهیم باشد. باور کنیم هر چیزی که خدا آفریده زیباست و بجا .کاری نکنیم که خاطره ی بدی در اذهان دیگران بجا گذاریم . بیاییم در این دو روز عمر دلها را به هم وصل کنیم .شاید فردایی در کار نباشد.بیاییم از ثانیه های زندگیمان درست استفاده کنیم. کاری نکنیم فردا حسرت امروز را بخوریم. دلهایتان مثل گل های بهاری شاداب و مانند برف زمستان قلبهایتان پاک و سفید باشد .در پناه خالق بی همتا
امکانات وب


بازدید امروز: 39
بازدید دیروز: 171
کل بازدیدها: 334620