سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
آسان وب سایت
حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
نامه ای به امام رضا
نویسنده اکرمی | تاریخ : سه شنبه 93/5/14

 این پست رو سال 85 تو مشهد از یه کافی نت منتشر کردم. چند روز پیش موقعی که تو اینترنت جستجو می کردم دیدم یه مسابقه تحت همین عنوان  از طرف اداره فرهنگ وارشاد اسلامی مازندران در حال برگزاریه .فکر کرذم بهتره دوباره در تاریخ امسال انتشار بدم. خیلی از ماها درد هایی داریم که گاهاً حتی به افراد نزدیک خودمون همانند پدرو مارم هم نمی تونیم بگیم. نوشته هایی که تو سایت های مختلف مذهبی از درد ودل هموطنان خصوصاً خانمها هر از گاهی مشاهده کردم،  درد هایی از همین نوعه که نمی تونه با مادرش در میون بزاره ..درد ودل کردن با یه امام معصوم مطمناً در کاهش آلام و تسلی درد و غم خیلی می تونه موثر باشه .پس متن زیر و بخونید تا.....

می دونید بعضی اوقات فرصتهایی برای هر کسی پیش می اید که اگه ازش درست استفاده نکنه بعدا پشیمون می شه .من امروز از کنار پنجره فولاد امام رضا با هاتون حرف می زنم.می خوام با این امام مهربونم درد و دل کنم.اگه دلتون هوس اینجار و می کنه پس بخونید.

آقای خوبم سلام

دلم خیلی واستون تنگ شده بود.درست یه ساله ندیده بودمتون.اما امسال با سالهای قبل فرق داره .آخه آقا جون هیچ وقت اینطور دلم نشکسته بود نمی دونم چرا  الان اشکهام هم دارند کمکم می کنند .کاری به دور و بریها ندارم .اقا جون امروز نمی خوام بگم ماشین و خونه و موبایل ندارم چون خدا بهترشو برام جور کرده اون مهر شما اهل بیته که تو دلم لونه کرده .اومدم بگم رضا جون هوای خواهر و برادر و همکارانم رو داشته باش.اینها هم مثل من هر کدامشون یه غم و غصه ایی دارند مشکل تو زندگیشون فراوونه.شاید بعضی هاشون درد و دلشون رو با هیچ کسی نمی تونند بگنند. شاید روی کاغذ می نویسند و بعد پارش می کنند و می ریزند دور.

آقا ی مهربونم : به شما می گن ضامن آهو چون بین  اون و صیاد واسطه شدی .اخه قربونت برم ما که از آهو کمتر نیستم .بیا بین ما و خدا واسطه شو .از بس گناه کردیم خجالت می کشیم ازش عذر خواهی کنیم.

آقا جون امروز پاک زندگی کردن خیلی سخته یادمه تو جبهه دشمن معلوم بود روبرو می جنگید اما حالا چی ؟ هر طرف که نگاه می کنی دشمنه اما این دشمن با چیزهای قشنگه داره گولمون می زنه یه روز با مواد مخدر یه بار با فیلم های مستهجن یه روز با لباسهای تنگ و چسبان و آب رفته وروز دیگه با....

رضای مهربونم: به خدا  ما قلبمون پاکه مهر شما اهل بیت تو  وجودمون موج می زنه.هرگز قلبا راضی نیستیم ازتون جدا بشیم .کمکمون کنید.تو رو به جان مادرت خانم فاطمه عزیز  .به علی اصغر شیرین زبون .به جو ن آقا مهدی گل که همه چشم انتظارشند، ما رو تنها نذارید.دستمون رو بگیرید .نذارید بیشتر از این ازتون فاصله بگیریم.ما شما اهل بیت رو از جونمون بیشتر دوست داریم.

(این قسمت مربوط به جنگ 33 روزه بود).آقای مهربونم این برو بچه های حزب الله تو جنوب لبنان تنها هستند.اونا هم مثل شما مظلومند.خوب ثابت کردند مثل امام حسین حاضرند بمیرند ولی  زیر بار زور نرند.آ‍قا به دنیا ثابت کنید که شیعه تنها نیست. بفهمند که پشت پرده یه خبر هایی هست که با چشم ظاهری دیده نمی شه.

ببخشید اقای عزیزم  امروز اینقدر سرتون رو درد آوردم.آخه هیچوقت اینطور دلم نگرفته بود و کسی رو مثل شما پیدا نکرده بودم تا با هاش درد و دل کنم.

آقا جون: خیلی ها التماس دعا گفتند .دلشون می خواد اینجا بیان و با شما دردو دل کنند .نذار این آرزوبه دلشون بمونه .

                           خدا نگهدار:  چشم انتظار لطفت ....احمد

........ ولحظاتی بعد در میان جمعیت عاشق این نامه در ضریح امام رضا جا گرفت.



کدنویسی و گرافیک : شهدای کازرون
Web Template By : 1100Shahid.ir